سه داستان ترسناک و شگفت انگیز با نام های «اون چیز و من»، «تشت پیدایش» و «همشهری کنگ» در برنامه ویژه هالووین.

پنل مترجم![]() |
مطالب![]() |
بخش ها![]() |

پست توسط mamadmetalic » یک شنبه 3 مرداد 1389, 9:33 am
Chief Wiggum

پست توسط SHaHaB » یک شنبه 3 مرداد 1389, 9:34 am
شماره اپیزود: 154 (یعنی این 154مین اپیزودی بود که از مجموعه سیمپسون ها پخش شد.)
تاریخ پخش(به شمسی):یکشنبه 6 آبان 1375
نویسنده:Ken Keeler و Dan Greaney و David S. Cohen
کارگردان: Mike B. Anderson
شوخی مبل:The Grim Reaper is on the couch. The family runs in, but keel over and die one by one. The Reaper then puts his feet up on the corpses of the Simpson family
بازیگر مهمان:Phil Hartman as Bill Clinton
پست توسط Omid » یک شنبه 3 مرداد 1389, 9:38 am
انجمن "بخش ویژه مترجمین" و زیربخش "هماهنگی ترجمه" داره ولی اکثرا مترجمین سایت اعلام نمیکنند که دارند چه قسمتی رو ترجمه میکنند یا قصد ترجمه چه قسمتی رو دارند. به تک تک مترجم ها ایمیل فرستاده و گفته شده که اینکارو بکنند ولی خب اکثرا انجام نمیدن.mamadmetalic نوشته شده:با تشکر از دوست خوبمون که زحمت ترجمه رو کشیدن .
من از مدیر محترم خواهشمندم که یک بخشی برای مترجمین درست کنن که بتونیم بخش هایی که در دست ترجمه داریم رو بنویسیم ، من این قسمت رو ترجمه کرده بودم و میخواستم فردا بفرستم.
ولی حتماً یک بخش در پروفایل مترجمین قرار دهید که زیر نویس های در دست ترجمه شون رو بنویسن که به این جور مشکلات بر نخوریم .
با تشکر.
پست توسط SHaHaB » یک شنبه 3 مرداد 1389, 9:56 am
اگه این اپیزود رو ندیدین نقدش رو نخونین چون داستان توضیح داده می شه پس بعد از دیدن اپیزود ها نقد و بررسیش رو بخونین...
این قسمت هم از سری قسمت های خانه درختی وحشت بود و نسبت به بقیه خانه درختی وحشت ها ضعیف به نظر من.
این اپیزود زیاد خنده دار نبود و موضوع اصلی که روش زیاد حساب باز شده بود مسخره کردن اشخاص بود که تنها نقطه قوت همین اپیزود هم بود.
یعنی برای درک این جور اپیزود ها باید منظور رو بفهمی که داره چه کسی رو مسخره می کنه تا خندت بگیره...
تو این اپیزود سه داستان رو داشتیم:
1. اون چيز و من!
2. تشت پیدایش!
3. همشهری کنگ!
که به نظر من اولین داستان جالب تر بود...
داستان اولی مربوط می شه به بارت که در اینجا یه برادر دوقلوی به هم چسبیده به نام هیوگو داشته که به خاطر اینکه شیطانی بوده در اطاق شیروانی نگه داری می شده و کسی به جز هومر و مارچ و دکتر خبر نداشته تا اینکه بارت و لیسا و مگی هم این موضوع رو می فهمن. هیوگو به ظاهر فرار می کنه و همه می رن دنبالش ولی بارت تو خونه می مونه و چون هیوگو تو خونه بوده با بارت تنها می شه و سعی می کنه که خودشو به بارت دوباره بدوزه که موفق نمی شه...
ولی آخر داستان معلوم می شه که پسر شیطانی بارت بوده نه هیوگو و این دو تا با هم اشتباه شده بودن
داستان سوم هم مربوط می شه به آدم فضایی ها و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که آدم فضایی ها خودشون رو به جای کاندید ها جا می زنن و مردم رو به بردگی در میارن...البته هومر اینا رو می فهمه ولی بازم فایده ای نداره چون هومره دیگه... ![]()
پست توسط bart » پنج شنبه 7 مرداد 1389, 6:51 am
پست توسط Omid » سه شنبه 19 مرداد 1389, 11:53 am

پست توسط بهنام قرشی » شنبه 7 اردیبهشت 1392, 11:15 pm

پست توسط Homer_Simpson » جمعه 3 خرداد 1392, 4:18 am
من از "اون چیز و من" خیلی خوشم اومد.behnam نوشته شده:خانه درختی وحشت جالبی بود.
AcidTech by ST Software Updated for phpBB3.2 by Ian Bradley
توسعه یافته توسط phpBB® Forum Software © phpBB Limited
phpBB Persian پشتیبانی فارسی